از وقتی مادر بزرگ به رحمت خدا رفته، طفلک بابابزرگ بی‌تابست و نمی‌شود تنهایش گذاشت. ناچارم دایم پیشش باشم. کتابهایی که از نمایشگاه خریده‌ام لایشان هم باز نشده و توی خانه ردیفند. کار پایان نامه هم متوقف است. ولی اشکال ندارد. هرچقدر هم کتاب بخوانی جای یک آدم زنده را نخواهد گرفت. دیگر فقط همین پدربزرگ را دارم. سه بزرگ دیگر که رفته‌اند به دیدار حق.
 

این مدت چند صبح به آرامستان رفته‌ام. تجربۀ متفاوتی است. ذهنت می‌کوشد روایتی از زندگی‌های پایان یافته بسازد. در میان خیل مردگان، هم تنهایی هم نیستی. قبرها را نگاه می‌کنی. اقسام سنگها، عکسها، نوشته‌ها، یادبودها. این همه تزیینات برای کیست؟ مرده که اهمیت نمی‌دهد. به خودم می‌گویم دوس داری قبرت کجا باشد؟ فرقی ندارد. حتا مهم نیست خاکم کنند. زنده‌ها آرامستان را ساخته‌اند برای دل خودشان. عین آلبوم عکس و دفتر خاطرات.


مادر بزرگ روز شهادت فاطمۀ زهرا از دنیا رفت. چیزی که برای معتقدان، نشانۀ مهمی است. فرزندان می‌خواستند نوشتۀ روی سنگ، گویای این فضیلت باشند. متن چندین بار عوض شد. برایم عجیب بود آنهمه وسواس، اما خاله‌ام می‌گفت: سنگ نوشتۀ خوب، تسکین است». دیدم چه راست می‌گوید. و لابد آدم تا مادرش نمیرد، این چیزها را نمی‌فهمد!

 

مادر بزرگ این اواخر حسابی اذیت بود. کلکسیونی داشت از انواع و اقسام دردها. با اینکه برای تنهایی خودمان غمگینم، ولی بیش از آن خوشحالم برای راحت شدنش. به چهرۀ آرامش در وقت رفتن می‌اندیشم و همان را برای خودم آرزو می‌کنم.

روز مادرِ مادر مبارک

زخمی که جراحی پلاستیک ندارد

هم ,مادر ,آدم ,ندارد ,روز ,نوشتۀ ,مادر بزرگ ,این فضیلت ,گویای این ,فضیلت باشند ,متن چندین

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

احکام مهم آیت الله خامنه ای دانلود رایگان فیلم و سریال ایرانی تولیدی کفش بالساوا رسام سرور ایرانیان - خرید سرور ♻️اندرویدکده♻️ سرای حلمی چه گونه یک مدرسه بانشاطی داشته باشیم پسری از نسل آدم ***.*** ... گنجینه ... فشارکی ... ها ***.*** حملات سایبری با عنوان ویروس کرونا